|
*www.naghde-film.blogfa.com*به دوستان خود بگویید...
|
پرواز بر فراز آشیانه فاخته:


مقدمه:
این فیلم که در ایران با نام دیوانه از قفس پریدشناخته میشود،در یک کلام فیلمی بی نظیر است.(این تو بمیری با اون تو بمیری ها فرق داره!!!)
رمان پرواز بر فراز آشیانه فاخته را کن کیسی دیلو ازرمن در سال 1962 نوشت.نام این کتاب ازیک شعر کودکانه برگرفته شده که( چون زبان انگلیسی شما خیلی توپه!!!) من تر جمه فارسی گوشه ای از این شعر رو مینویسم:
.... یکی پرید به خاوران
یکی پرید به باختران
یکی رو به آشیون فاخته کشید پر....
اما میلوش فورمن فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته را به نحو احسنتی تولید کرد.این کارگردان نامی با اندکی تغییرات در داستان اصلی،اثری جاودانه تولید کرد.فیلمی که در آن بازیگر بزرگی به نام جک نیکلسون نقش اصلی را بر عهده گرفت.همچنین این فیلم نقطه ی پرتابی برای دو بازیگر دیگر به نام های دنی دویتو(ی کوتوله)و کریستوفر لوید شد...
داستان و نقد:
رندل پاتریک مک مورفی که جامعه آنروز امریکا نتوانسته او را فرمانبردار و مطیع نظم کثیف خود کندبه جرم تجاوز دستگیر میشود:او در زندان با نشان دادن خود به عنوان یک فرد روانی،مسئولان زندان را مجبور میکند که او را به بخش روانی یک بیمارستان برای بررسی وضعیت روحی بفرستند.
بیمارستان که چه عرض کنم دیوانه خانه ای که در آن زن خود کامه و شیطان صفتی در لباس پرستار(با بازی لووییس فلچر در نقش پرستار راچد) ٬ با بهره گیری از ضعف های باوری و عاطفی بیماران بر آن حکمرانی میکند.
در این میان مک مورفی(از نظر من یک آزاده!)در برابر فرمانروای مطلق(پرستار راچد) قد علم میکند تا قدرت او رابه نابودی بکشد.مک مورفی با با وارد شدن به آن تیمارستان با بیمارانی رو به رو میشود که مشکلات ناشی از قوانین بد و سرد و نظم بی قانون جامعه آنها را به آن مکان کشانده و همچنان در آنجا این قوانین به شکلی بدتر ادامه دارد.در آن تیمارستان پرستار راچد با سختگیری بیش از حد بر آنها حکومت میکند.
مک بارها و بارها در صدد شکستن این قوانین به سود خود برامد.سکانسهایی در فیلم مثل:جایی که مک صدای موزیک سالن را کم میکند٬تماشای مسابقه بیسبال از تلویزیون یا جایی که چند تن از دیوانه ها را به صورت مخفی(و دزدکی) به بیرون شهر میبرد و هرکدام از آنها را به عنوان دکتر به نگهبان ساحل معرفی میکند٬نقطه ی اوج داستان را نشان میدهد.
در آن تیمارستان سرخپوستی قوی هیکل به نام رئیس به عنوان دیوانه(که از همه هم عاقلتره) وجود دارد که نه حرف میزند و نه عکس العملی نشان میدهد٬اما مک به محظ ورود به آنجا از رئیس خوشش میادو با اون دوست میشه٬و در نهایت رئیس به مک مورفی میگه که اونم مثل مک دیوونه نیست.(بلکه کلی هم عاقله!)
خلاصه مک پس از چند بار نقشه کشیدن با رئیس و شکست در فرار٬در سکانس های آخر با نفرت گلوی پرستار راچد رو میگیره و اون رو فشار میده.(در اینجا هر کسی فیلمو ببینه با خودش میگه کاش اونو میکشتش)
پس از این ماجرا چون مسئو لان تیمارستان تقریباً پی به عاقل بودن مک بردندُاون رو به طبقه ی بالا میبرندو پس از اتصال شوک به بدنش اون رو به یک مرده ی متحرک تبدیل مکنند.(خیلی غم انگیزه
بعد از مدتی شبانه مک رو به بخش منتقل میکنندو رئیس از خواب بلند میشه٬و وقتی مک رو با اون وضعیت میبینه با بالش خودش اونو خفه میکنه و آبخوری رو با ۲ تا دستاش از جا میکنه(که قبل از این مک نتونسته بود این کارو بکنه)٬وبا اون پنجره رو میشکنه و فرار میکنه.(در اینجاست که معنی اون شعر کودکانه مشخص میشه٬در بالاست دوباره بخونیدش)
با شنیدن صدای شکستن شیشه یکی از دیوانه ها(که از قضیه اطلاع نداشته) بلند فریاد میزنه:
هی٬مک مورفی فرار کرد.....
اون رفت٬مک مورفی فرار کرد....
دیوانه از قفس پرید....
اما پایان دو پهلوی داستان نقطه ی اوجی برای آن است٬پیروزی و رهایی که بهایش مرگ و اسارت بوده است . پرواز رئیس و مرگ مک مورفی هر کدام نوید گر زندگی تازه ای است.
این فیلم استثنایی که برنده ۵ جایزه اسکار هست(سال ۱۹۷۵) رو حتماً ببینید.
نوشته شده توسط هامان
قهرمانان پیر می شوند ولی نمی میرند

چند روز پیش فیلم rocky balboa یا همونrocky6 خودمون رو دیدم .با اینکه در آخر قهرمان محبوب من سرافراز از رینگ بیرون میاد٬ اما نمیدونم چرا آخر فیلم حالم گرفته شد.
شخصیت راکی که توانست در سال ۱۹۷۷ محبوبیت زیادی رو چه در گیشه چه در بین منتقدان بدست بیاره(البته با ادامه فیلمهای راکی و ساخت سری ۲٬۳٬۴٬۵ این محبوبیت در بین منتقدان سینما کمتر و کمتر شد)٬ودر همان سال جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی رو نسیب خودش کنه ببین به چه روزی افتاده!!!


پوستش چروکیده شده٬ عضلاتش ورزیده ولی پیر شده٬اماهمچنان پیروزه. اینجا بود که به خودم گفتم هامان جان!قهرمانان هم پیر می شن ولی نمی میرند.

راکی که میکی(مربیش)و آدریان(همسرش یعنی تمام زندگیش) رو از دست داده٬تنها برای مبارزه برای اسمش و اعاده حیثیت در این سن و سال وارد رینگ میشه.اما دیگه آدریانی نیست که اونو هل بده یا بهش انگیزه بده٬در اینجا بود که راکی رو توی ذهنم تصور کردم که توی کوچه های فیلادلفیا این آهنگ حبیب رو واسه زنش می خونه(جالبه نه!!!!!!!!):
ببین چراغ لحظه ها بی تو به خاموشی می ره
تو گرگ و میش کوچه هاصدای تو جون میگیره
رفتن تو برای من پرواز آخرین نفس
فرجام لحظه های من مرگ منه تو این قفس(یا همون رینگ)
اما بار دیگه وارد رینگ میشه و سر افرازانه به پایان میرسونه.
شایان ذکر است که در اینجا بگم٬فیلم های راکی بر خلاف رمبو٬کاملا رزمی و اکشن نیستند.شاید از هر فیلم ۱۰۰ دقیقه ای٬ ۲۰ دقیقه اون به ورزش و بوکس اختصاص داشته باشه.باقی فیلم مربوط میشه به احساسات درونی شخصیت های فیلم.پیشنهاد میکنم ROCKY 1 رو حتما ببینید چون یکی از بهترین و زیبا ترین فیلم هاییه که من دیدم.

. کازابلانکا
( CASABLANCA )
کارگردان: مایکل کورتیز
بازیگران: همفری بوگارت - اینگرید برگمن
محصول 1942 آمریکا - شرکت برادران وارنر
سیاه و سفید - رومانتیک
توضیح: شاید بهترین فیلمی که هالیوود تا کنون ساخته است. الگوی نمونه یک فیلم کلاسیک در بالاترین سطح خود.
اسطوره سالهای طلایی هالیوود که توسط موسسه فیلم آمریکا باشکوه ترین فیلم عاشقانه تاریخ سینما لقب گرفته است.
فیلمی محبوب و زیبا با بازیگرانی افسانه ای که تماشای هر باره آن باز هم نکات تازه ای برای تماشاگر خواهد داشت.
2. پدرخوانده ( GODFATHER )
کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا
بازیگران: مارلون براندو - آل پاچینو
محصول 1972 آمریکا - شرکت پارامونت
رنگی - گانگستری
توضیح: فیلمی استثنایی در رده فیلمهای مافیایی . هنگام تماشای آن به هیچ وجه شک نمی کنید که در همان
سالهای دهه 40 نیستید. فیلم با داستان عالی و بازی استادانه بازیگران به گونه ای پیش می رود که تماشاگر
را کاملا در متن داستان غرق میکند. فیلمی محکم و جاودانه که همیشه در صدر بهترین فیلمها می درخشد.

3. بدنام ( NOTORIOUS )
کارگردان : آلفرد هیچکاک
بازیگران: کری گرانت - اینگرید برگمن
محصول 1946 - آمریکا - شرکت آر.ک.او
سیاه و سفید - جاسوسی
توضیح: یکی از شاهکارهای استاد بزرگ سینما که ماجرایی جاسوسی و عاشقانه را توامان به تصویر می کشد.
فیلم محبوب علاقمندان هیچکاک که به قولی هیچکاکی ترین و احساسی ترین فیلم ساخته شده استاد است.
فیلم سرشار از سکانسهای زیبا و تعلیقی است و در عین حال یکی از بهترین عاشقانه های تاریخ سینماست.

4. طناب ( Rope )
کارگردان: آلفرد هیچکاک
بازیگران: جیمز استیوارت - جان دال
محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک
رنگی - جنایی
توضیح: یک فیلم استثنایی و عجیب از هیچکاک که با اینکه تمام فیلم فقط در یک اتاق می گذرد اما
آنقدر جذاب است که تماشاگر را تا پایان فیلم سر جای خود می نشاند. اولین فیلم رنگی هیچکاک و
همچنین اولین فیلمی که در آن از تکنیک برداشت طولانی بدون قطع تصویر استفاده شده است.
5. بیمار روانی (روح) ( Psycho )
کارگردان: آلفرد هیچکاک
بازیگران: آنتونی پرکینز - جانت لی
محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک
رنگی - جنایی
توضیح: شناخته شده ترین فیلم هیچکاک که صحنه قتل در زیر دوش حمام آن معروف است.
هنرپیشه نقش اصلی فیلم در همان یمک سوم اول فیلم به قتل می رسد و بیماری روانی نقش
اصلی را به عهده می گیرد. جزء شاهکارهای استاد سینما و از بهترین ساخته های او.
6. بر باد رفته (Gone with the Wind)
کارگردان: ویکتور فلمینگ
بازیگران: ویلیون لی - کلارک گیبل
محصول 1939 آمریکا - شرکت سلزنیک اینترناشنال و مترو گلدوین مایر
رنگی - داستانی - رومانتیک
توضیح: پر فروش ترین فیلم تاریخ سینما. در عظمت این پروژه پر خرج آن زمان همین بس
که فیلم در سال 1939 به صورت رنگی تهیه شده است. کل فیلم به یک قاب عکس متحرک
شبیه تر است و توانمندی دیوید سلزنیک را در آن زمان به خوبی نمایان می کند.
7. سرگیجه (Vertigo)
کارگردان: آلفرد هیچکاک
بازیگران: جیمز استیوارت - گریس کلی
محصول 1952 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک
رنگی - معمایی
توضیح: تکنیکی ترین و سرگیجه آور ترین فیلم هیچکاک !
خوراک سینما دوستان.
8. آناستازیا
(Anastasia)
کارگردان: لیتواک
بازیگران: یول براینر - اینگرید برگمن
محصول 1956 آمریکا - شرکت پارامونت
رنگی - داستانی
توضیح: فیلمی زیبا با داستانی جذاب که تا کنون فیلمهای زیادی بر اساس داستان آن
ساخته شده است. ماجرای دختر مفقود شده تزار روسیه که طی یک زد و بند زنی دیگر
به جای او معرفی می شود . دوبله زیبای فارسی همراه با بازی هنرمندانه بازیگران.
9. شاهین مالت (Maltese Falcon)
کارگردان: جان هیوستون
بازیگران: همفری بوگارت - ماری آستور
محصول 1941 آمریکا - شرکت برادران وارنر
سیاه و سفید - پلیسی
توضیح: فیلمی زیبا و کلاسیک از کارگردانی بزرگ که در آن بوگارت نقش یک کارآگاه خصوصی
را بازی می کند. جزء بهترین فیلمهای نوآر سینما.
10. زنگها برای که به صدا در می آیند
(For whom the bell tolls)
کارگردان: سام وود
بازیگران: گری کوپر - اینگرید برگمن
محصول 1942 آمریکا - شرکت پارامونت
رنگی - جنگی - رومانتیک
توضیح: فیلمی ساده اما زیبا که بر اساس داستانی از نویسنده معروف ارنست همینگوی
(برنده جایزه اسکار) نوشته شده است.
11. همشهری کین
(Citizen Kane)
کارگردان: اورسن ولز
بازیگران: اورسن ولز - جوزف کاتن
محصول 1940 آمریکا - سیاه و سفید
توضیح: فیلمی سرشار از تکنیک های ناب سینمایی که توسط نابغه سینما اورسن ولز
ساخته شد و همواره در میان ده فیلم برتر تاریخ سینما می درخشد.
12. در بارانداز (On the WaterFront)
کارگردان: الیا کازان!!!!
بازیگران: مارلون براندو
محصول آمریکا - سیاه و سفید
توضیح: فیلمی زیبا با هنرنمایی مارلون براندو که معجونی عاشقانه - اجتماعی و گانگستری
است. ماجرای درگیری کارگران بارانداز به سرکردگی براندو با دسته تبه کار و رودررویی دو
برادر برای انجام وظیفه.
13. سابرینا (Sabrina)
کارگردان: بیلی وایلدر
بازیگران: هامفری بوگارت - ویلیام هولدن
محصول 1952 آمریکا -
سیاه و سفید - ملودرام
توضیح: یک فیلم زیبا از وایلدر که سرگذشت عشق یکطرفه یک دختر ساده به پسر
خانواده ای است که پدر دختر راننده مخصوص آنهاست. فیلمی شاد و مفرح که به
طرزی استادانه ساخته شده است.
14. روشنایی های شهر (City Lights)
کارگردان: چارلی چاپلین
بازیگران: چارلی چاپلین
محصول 1923 آمریکا - سیاه و سفید
توضیح: جزء بهترین و احساسی ترین فیلم های چارلی چاپلین که ماجرای عاشقانه ولگرد کوچولو
با یک دختر نابینا را به تصویر می کشد.
15- ترن (The Train)
کارگردان: جان فرانکن هایمر
بازیگران: برت لنکستر
محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک!!!!!
رنگی - جنایی
توضیح: یکی از خوش ساخت ترین فیلم های ساخته شده در مورد جنگ جهانی دوم
که سرگذشت مبارزه کارکنان راه آهن پاریس را در آخرین روزهای هنوز ارتش
آلمان نازی در فرانسه به تصویر کشیده است.
بهترين پليسهاي سينما جان مککلين فيلم سينمايي «جانسخت» با بازي بروس ويليس در نظرسنجي نشريه «توتال فيلم» به عنوان بهترين پليس تاريخ سينما انتخاب شد. به گزارش مهر، در نظرسنجي نشريه بريتانيايي «توتال فيلم» براي انتخاب بهترين شخصيتهاي پليس تاريخ سينما، ويليس با شخصيت جان مککلين در فيلم «جان سخت» (به کارگرداني جان مکتيرنان محصول 1988) با پشتسر گذاشتن رقيبي سرسخت چون مارج گاندرسن در فيلم سينمايي «فارگو» (با بازي فرانسيس مکدورمند به کارگرداني جوئل کوئن محصول 1996) در صدر ايستاد. در اين نظرسنجي شخصيت پليس مارتين ريگز در مجموعه فيلمهاي سينمايي «اسلحه مرگبار» با بازي مل گيبسون و کارگرداني ريچارد دانر (نخستين فيلم محصول 1987) سوم شد و راسل کرو با شخصيت وندل وايت فيلم سينمايي «محرمانه لسآنجلس» (محصول 1997 به کارگرداني کرتيس هنسن) رده چهارم را به خود اختصاص داد. مقام پنجم نظرسنجي نشريه معتبر «توتال فيلم» براي انتخاب بهترين پليسهاي تاريخ سينما هم به شخصيت جيمي دويل پليس فيلم «رابط فرانسوي» به کارگرداني ويليام فريدکين محصول 1971 رسيد که نقش او را جين هاکمن بازي کرده است. |

نمایی از داستان:
فیلم 300 با وفاداری به داستان تصویری کتاب آن نوشته فرانک میلر ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتی به نام "لئونیداس" با 300 سربازش در مقابل خشاریار شاه و ارتش یک میلیون نفری اش می جنگد. این حرکت "لئونیداس" یونانی ها را متحد می کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شود. داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپیلا" نوشته شده است.
باز در وبلاگستان غوغایی دیگر به راه افتاده است ، و این بار موضوع بر سر فیلم 300 است ، فیلمی که گویا از - 9 مارس 2007- در سینماها اکران شد. داستان فیلم درباره نبرد سپاه خشایارشاه در ترموپیل و مقاومت یک لشگر 300 نفره در برابر سپاه ایران است. اما چیزی که باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانیان بعد از دیدن این فیلم خواهد شد ، چهره زشت و غلطی است که از ایرانیان ارائه میشود ، چه در بعد ظاهری و چه از لحاظ منش و شیوه رفتار آنها.
نمیخواهم پستم را از سر تعصب بنویسم ، ولی واقعا شما فکر میکنید ، چنین تصویرسازیای از خشایارشاه درست است؟!
http://athena.divshare.com/files/2007/03/08/201336/Rodrigo_Santoro.jpg
http://athena.divshare.com/files/2007/03/08/201346/2.jpg
آیا محققین این فیلم در مورد لباس ایرانیان در عهد باستان تحقیق علمی کردهاند ، به گواه همگان لباس ایرانیان باستان از لحاظ آراستگی و زیبایی در دنیای قدیم همتایی نداشته است ، چنانکه لباس ایرانی هدیهای بسیار با ارزش در آن زمان محسوب میشد.
لباس ایرانیان باستان:
بطور كلي لباس ایرانیان باستان عبارت بود از يك بالا پوش شبيه شنل و يك دامن پرچين ، كه بالا پوش و دامن در محل كمر داراي يك كمربند چرمي بوده است. بالا پوش پوششي مانند شنل بوده است در بعضي جلوي آن باز و در بعضي بسته بوده است. بلندي بالا پوش به اندازه بالا تنه است.در قسمت كمر به شكل ليفه تمام چينهاي پشت بالا پوش جلو باز روي چال گردن بوسيله دكمهاي به هم وصل مي شود. دامن ایرانیان بر دو نوع است: نوع اول يك راسته چين و دومي داراي دوراسته چين.
ایرانیان لباس خودرا ازپارچه هاي نقش و نگاردار با رنگهاي گيرا و پرشكوه تهيه ميكردهاند. كلاه ایرانی از جنس نَمد بوده است.(مگر كلاه هاي جنگي كه از آهن و مُفرُغ ساخته مي شده است.)
فرانک میلر کیست؟
فرانک میلر متولد سال 1957 ، یک نویسنده ، بازیگر و کارگردان آمریکایی است و بیشتر به واسطه کمیکاستریپهایش شناخته شده است. یکی از معروفترین کمیکاستریپهای وی «شهر گناه» یا sin city است که بعدها فیلم مشهور شهر گناه از روی آن ساخته شد.
آیا 300 تنها فیلمی است که درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است؟
خیر ، پیش از این در سال 1962 ، فیلم دیگری درباره نبرد ترموپیل ساخته شده است ، عنوان این فیلم 300 اسپارتی یا The 300 Spartans است ، کارگردان این فیلم رودولف میت بود. جالب است بدانید همین فیلم الهامبخش میلر در نوشتن و طراحی کمیکاستریپاش بوده است.
کارگردان فیلم کیست؟
کارگردان فیلم زاک اسنایدر Zack Snyder نام دارد ، وی 40 سال بیشتر سن ندارد و در کارنامهاش فیلم چندان مهمی دیده نمیشود.
خلاصه داستان فیلم:
300 به صورت ناقص و شاید بهتر باشد بگوییم بیربط نبرد ترمویپل را روایت میکند : شاه لئونیداس بهمراه 300 اسپارتی ، در برابر ارتش میلیونی خشایارشاه ایستادگی میکند ، وگرچه نهایتا کشته میشود ولی پیکارش باعث اتحاد یونانیها در برابر ایرانیان میشود.
داستان تولید فیلم 300 :
در می 2003 تولید فیلم 300 با تهیه پیشنویس 121 صفحهای آن آغاز شد ، در ژوئن 2004 ، زاک اسنایدر برای کارگردانی فیلم استخدام شد و سپس فرانک میلر به عنوان مشاور به تیم دستاندر کار پروژه پیوست.
مانند فیلم «شهر گناه» ، فیلم 300 ، اقتباسی کامل و صحنه به صحنه از کمیک استریپ فرانک میلر است. البته این موضوع استثنائاتی هم دارد ، برای افزودن به جذابیتهای فیلم ، اسنایدر شخصیت ملکه «گورگو» را به فیلم اضافه کرد ، کاراکتر زنی که از شوهرش ، شاه لئونیداس حمایت میکند. مورد دیگر اضافه شدن نریشن به فیلم است.
دو ماه طول کشید تا نیزهها ، سپرها و لباسها و شمشیرهای مورد نیاز ساخته شود ، البته در مواردی از وسایل فیلمهای تروی و الکساندر ، هم استفاده شد. در همین دو ماه تیم انیمیشن فیلم ، سرگرم ساختن یک گرگ و 13 اسب دیجیتال شدند.
در 17 اکتبر 2005 ، فیلم وارد مرحله تولید فعال خود در مونترال شد ، فیلمبرداری فیلم 60 روز طول کشید. بودجه 60 میلیون دلاری فیلم را کمپانی برادران وارنر تأمین کرد.
جالب است بدانید تقریبا تمام صحنههای این فیلم در داخل استودیو و به وسیله تکنیکی به نام digital backlot فیلمبرداری شد ، یعنی در تمام مدت بازیگران در برابر پردههای آبی نقش بازی میکردند و بعد صحنههای پشت زمینه اضافه میشد:
تاریخ یا افسانه؟
داریوش بزرگ پس از 36 سال سلطنت در دی ماه 486 پیش از مبلاد درگذشت و جایش را به پسر 35 سالهاش خشایارشا یا خشیارشا (خشئی ارشه) داد که مادرش آتوسا ، دختر کوروش بزرگ بود. خشایارشا شاهزادهای تحصیلکرده ، خوشاندام و زیباروی بود. ابهتی که کوروش و داریوش برای دستگاه سلطنت ایران به وجود آورده بودند ، خشایارشا را نیز در نظر ایرانیان و اقوام زیر سلطه در همان شکوه کوروش و داریوش قرار داد.
دوران داریوش و خشایارشا ، دوران آغازین شکوفایی تمدن یونان بود و یونانیان نیز میرفتند که جایگاه خودشان را در تمدن جهانی مشخص سازند. شماری از نویسندگان یونانی در دهههای بعد از داریوش و خشایارشا در جستجوی راهی برای ایجاد یک هویت ویژه برای اقوام یونانی داستانهای حماسی مقاومت یونان در برابر ایران عهد داریوش و خشایارشا را ساختند و نشر دادند ، این نوشتهها بعدها برای یونانیان ماند تا گواه عظمتی برای آتن و و یونان آن روزگار باشد و یونانیان و غربیان بتوانند بگویند که اگر ایران «بوده است» ، ما هم «بوده ایم».
داستانهایی که یونانیان آن زمان درباره بودن خودشان ساختند ، هر چه بود ، شنیدنش برای یونانیها دلکش بود. نویسندگان غربی نیز که مثل یونانیان آن روزگاران علاقه دارند ، که یونان را محور تمدن بشری معرفی کنند ، این داستانها را با شاخ و بال بسیار زیادی در کتابهای تاریخی می نویسند و برای اثبات آنها دلیل و شاهد عقلی میتراشند.
نکته جالبی که در بسیاری از نوشتههای این مورخان غربی به چشم میخورد این است که گویا با استواری آتن در برابر ایران تمدن غربی نجات یافت. مانند اینکه دولت دولت هخامنشی با تمدن بشری در ستیز بود و چون نتوانست با آتن کاری بکند ، تمدن آتنی از تخریب رهید تا برای بشریت باقی بماند. و از این جالبتر آنکه میبینیم عموم مورخین غربی قرن ما دولت هخامنشی را میستایند و اعتراف دارند که دولت ایران از تمدن بشری پاسداری کرد و فرهنگ خاورمیانهای در دوران هخامنشی متحول گردید و به اوج ارتقا رسید ، ولی وقتی به یاد یونان میافتند به یکباره سخنانشان عوض میشود. این دولت پاسدار تمدن بشری ، چه خطری برای تمدن یونانی داشت ، موضوعی است که باید از این خودشیفتگان پرسید و پاسخش را نزد خود آنها یافت.
نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شود. در ابتدا خشایارشاه با پادشاه کارتاژ(Carthage)صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این، تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشاه پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی(Thessaly) اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتیهای ایران خسارت وارد کرد. سرانجام در دریای آرتمزیوم(Artemisium) بین کشتیهای دو سپاه جنگ درگرفت و یونان شکست خوردند. نبرد دیگر در تنگه ترموپیل(Thermopylae) در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنیها و اسپارتیها که برای نخستین بار باهم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه میرفت. یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس(Leonidas)(حاکم اسپارت) بهمراه سیصد اسپارتی برجای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشاه به سربازانش سالم ماند.
آنچه 300 و فیلمهای مشابه نمیگویند و یا نمیخواهند که بگویند:
- وضعیت ظاهر و خوی منش ایرانیان
- قدرت فرماندهی و راهبری نظامی فرماندهان
- صلحطلب بودن ایرانیان و پرهیز انها از غارت و تخریب و کشتار در سرزمینهای تحت سلطه
راهکارهای مقابله:
- بمباران گوگلی : سادهترین و آسانترین کار است ، من و گوگل به هم سازیم و بنیادش براندازیم!
- ویرایش منصفانه ویکیپدیا : به ویکیپدیا بروید و مبحث فیلم 300 را منصفانه ویرایش کنید ، درباره اشتباهات فاحش این فیلم بنویسید.
- دادن نمره پایین به این فیلم در سایتهای معرفی فیلم و نوشتن شرح بر این فیلم در آنها.
- کمک به برپا و پربار شدن سایت 300themovie.info
اما برای همه کارهای بالا نیاز به سازماندهی و تقسیم کار وجود دارد ، با وجود اینکه از نبودن روح همکاری و کار گروهی در وبلاگستان مطمئنم ولی امیدورام این بار ، بتوانیم در این مورد همدیگر را تحمل کنیم. در مرحله اول باید اطلاعات خام از کتابهایی که در اختیار داریم استخراج شود و در مرحله بعد برای درج در ویکیپدیا و سایت 300themovie.info به انگلیسی ترجمه شود. در مورد بمیاران گوگلی هم باید همه با لینک دادن به سایت 300themovie.info در این کار شرکت کنند.
چگونه بمباران گوگلی کنیم؟
برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگنویسها به سایت 300themovie.info لینک بدهد ،آن هم دقیقا با این کلمات: 300 the movie.

اگر عبارت " تیپ گنگستری" صفت توصیفی نیکلسون در فیلم های اولیه اش باشد، در مورد فیلم های بعدی، باید صفت "شیطانی" را بر آن افزود، نیکلسون در برخی فیلم های دلهره آور راجر کورمن در اوایل دهه شصت نقش های کوچکی بازی کرد و سپس با نقش وکیل معتاد سر خورده از دنیا در"1. ایزی رایدر" به موفقیت بزرگی دست یافت.در" 2.پنج قطعه آسان" ، " 3.معرفت جسم" و" 4.سلطان ماروین گاردنز" نیکلسون نقش آدم های تنهای سرخورده ای را بازی می کرد که از خود و از دنیا بیزار، از ریشه و احساسات خود جدا و منزوی مانده اند. سپس یک سلسله نقش های آدم هایی شروع شد که تکیه گاهی جز زرنگی و درایت خود در جامعه ای بی رحم نداشتند:
5. آخرین ماموریت
6. محله چینی ها
7. تامی
8. کسی از فراز آشیانه فاخته پرید
9. برکه های میسوری( میسوری از هم می پاشد)
10. آخرین قانون
جنبه شیطانی شخصیت سینمایی وی اولین بار در " 11. تلا لو" ظاهر شد، سپس کمی در " 12. روابط عاطفی" و بالاخره در " 13. جادوگران ایستوویک" به طور کامل و عیان با چنین نقشی بازی کرد. به خاطر نقش یک رمان نویس وسواس( مقابل هلن هانت) در 14. بهترین شکل ممکن(1997) اسکار بهترین بازیگر مرد را برد.
جایزه اسکار
1. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل به خاطر بازی در " ایزی رایدر" در سال 1969
2. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در " پنج قطعه آسان" در سال 1970
3. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در " آخرین ماموریت" در سال 1973
4. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در " محله چینی ها" در سال 1974
5. برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در " کسی از فراز آشیانه فاخته پرید" در سال 1975
6. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل به خاطر بازی در
" REDS"
در سال 1981
7. "برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در
"Terms Of Endearment"
در سال 1983
8. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در
"Prizzi s Honor"
در سال 1985
9. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در
" Ironweed"
در سال 1987
10. نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در
" A Few Good Men"
در سال 1992
11. برنده اسکار بهترین بازیگر مرد به خاطر بازی در " بهترین شکل ممکن" در سال 1997
بروس ويليس در روز نوزدهم ماه مارس سال 1955 در شهر ايدار اوبراشتاين آلمان به دنيا آمد پدرش سرباز ارتش آمريكا بود و مادرش هم آلمانى. دو سال بعد از تولدش، خانوده بروس ويليس راهى نيويورك ميشود و او هم دوران كودكى و نوجوانى كم و بيش آرامى را پشت سر ميگذارد بعد از پايان تحصيلات مدرسه شغلهاى مختلفى را تجربه ميكند، از ميكانيك اتومبيل گرفته تا مامور حفاظتى در نيروگاهى اتمى. بروس ويليس كه از همان دوران بچگى عاشق موسيقى است، در ساعات فراغاتش با يك گروه همكارى ميكند و بايد گفت كه عشق به موسيقى را از آن زمان تا به حال حفظ كرده و حتى به صورت حرفه اى هم ادامه داده است. در همان دوران تصميم ميگيرد كه هنرپيشه شود و به همين خاطر هم در دانشكده تئاتر كالج دولتى ثبت نام ميكند. البته او به جاى رفتن سر كلاسهاى تئورى سعى ميكند كه با گروه هاى مختلف تئاتر تماس بگيرد و بيشتر به كار عملى بپردازد كه در اين كار هم تا اندازه اى موفق ميشود حاصل اين تلاشها، همكارى با چند گروه كوچك تئاتر است، اگر چه بروس ويليس در اين زمان از طريق بازيگرى در آگهى هاى تبليغاتى خرج زندگيش را ميگذراند، از جمله تبليغ براى شلوار جين. پس از تلاش زياد و فرستادن تقاضاهاى متعدد براى شركتها و آژانسهاى هنرى مختلف، سرانجام نقش كوچكى به عنوان هنرمند مهمان در سريال پليسى معروف دريافت ميكند، اماعليرغم اين موفقيت كوچك، دوران سرخوردگى و دلسردى بروس ويليس ادامه دارد و او پيوسته جواب رد ميگيرد. در سال 1984 يعنى در سن 29 سالگى، بالاخره بخت با او همراهست و او در بين 3 هزار متقاضى براى ايفاگرى نقش اول در سريال تلويزيونى انتخاب ميشود، سريالى كه با موفقيتى غيرمنتظره روبرو ميگردد و بدين ترتيب بروس ويليس را به شهرت ميرساند. در سال 1987 بروس ويليس براى اولين بار در فيلمى سينمايى ايفاگرى نقش اول را برعهده ميگيرد: فيلم كمدى ، كه با بازيگرى او و كيم بيسينجر روى پرده سينما ميرود، جزو فيلمهاى پرفروش روز قرار ميگيرد. با اين موفقيت دوران شهرت و محبوبيت بروس ويليز هم آغاز ميشود. فيلم پرهيجان «جان سخت» كه در سال 1988 به نمايش درميايد بروس ويليس را به اوج شهرت ميرساند و بازيگرى او در اين فيلم در نقش جان مك كلين، يك مامور پليس بيباك، با واكنش مثبت و ستايش منتقدان فيلم روبرو ميشود. ناگفته نماند كه اين فيلم تنها در آمريكا 35 ميليون دلار فروش داشت و اين موفقيت سبب شد كه تهيه كنندگان «جان سخت دو سال بعد يعنى در سال 1990 قسمت دومى از اين فيلم نيز تهيه و اكران كنند كه البته اين فيلم درمقايسه با «جان سخت 1» با استقبال كمترى روبرو ميشود. قسمت سوم اين فيلم نيز در سال 1995 به نمايش درآمد. در اين بين بروس ويليس به يكى از ستارگان محبوب و پرطرفدار عالم سينما بدل شده و اين موفقيت و محبوبيت تا اندازه اى از اين سرچشمه ميگيرد كه او در طى بيش از 20 سال فعاليت سينماييش، در قالب نقشهاى متفاوت هنرنمايى كرده و ميكند و سراغ ژانرهاى گوناگون از كمدى گرفته، تا پليسى، جنايى، تريلر و تخيلى رفته است: نقش يك روانشناس در فيلم «حس ششم»، نقش يك بوكسور در فيلم «پالپ فيكشن»، نقش يك ارتشى در فيلم «حكومت نظامي»، نقش يك آدمكش حرفه اى در فيلم «شغال» و بازيگرى در فيلمهاى تخيلى «12 ميمون» و عنصر پنجم».»

بهترين فيلم
بابل
ميس سانشاین کوچک
از دست رفته
ملکه
نامه های ایووجیما
بهترين کارگردان
مارتين اسکورسيزی: از دست رفته
کلينت ايستوود: نامه های ایووجیما
استيون فريرز: ملکه
آلخاندور گونزالس اينياريتو: بابل
پل گرين گراس: يونايتد 93
بهترين بازيگر مرد
لئوناردو دی کاپريو: الماس خونين
فارست ويتاکر: آخرين پادشاه اسکاتلند
رايان گاسلينگ: Half Nelson
پيتر اوتول: ونوس
ويل اسميت: بدنبال خوشبختی
بهترين بازيگر زن
هلن ميرن: ملکه
جودی دنچ: يادداشتهای يک رسوايی
کيت وينسلت: بچه های کوچک
پنه لوپه کروز: بازگشت
مريل استريپ: شيطان پرادا می پوشد
بهترين بازيگر نقش مکمل مرد
ادی مورفی: دختران رويايی
آلن ارکين: ميس سانشاین کوچک
جايمون هونزو: الماس خونين
مارک والبرگ: از دست رفته
جکی ارل هالی: بچه های کوچک
بهترين بازيگر نقش مکمل زن
جنيفر هادسن: دختران رويايی
آدريانا باراس: بابل
رينکو کيکوچی: بابل
ابيگل برسلين: ميس سانشاین کوچک
کيت بلانچت: يادداشتهای يک رسوايی
بهترين فيلم زبان غير انگليسی
پس از عروسی - دانمارک
روزهای افتخار- الجزاير
هزارتوی پن - مکزيک
زندگی ديگران- آلمان
آب - کانادا
بهترين انيميشن بلند
ماشينها
Happy Feet
خانه هيولا
بهترين فيلمنامه اقتباسی
بورات
از دست رفته
بچه های کوچک
يادداشتهای يک رسوايی
فرزندان انسان
بهترين فيلمنامه اريژينال
بابل
ميس سانشاین کوچک
نامه های ایووجیما
ملکه
هزار توی پن
بهترين موسيقی
بابل
آلمانی خوب
ملکه
هزار توی پن
يادداشتهای يک رسوايی
بهترين ترانه
حقيقت تلخ - خواننده: مليسا اتريج
دختران رويايی - خواننده: جنيفر هادسن
دختران رويايی - خواننده: بيانسه نولز
دختران رويايی - خواننده: ادی مورفی، کيت رابينسون، آنيکا نانی رز
ماشينها - خواننده: جيمز تيلور
بهترين فيلم مستند بلند
شيطان را تحويل ما بدهيد
حقيقت تلخ
عراق متلاشی
کشور من، کشور من
Jesus Camp
بهترين فيلم مستند کوتاه
خون محله يينگژو
زندگی بازيافت شده
تمرين يک رويا
دو دست
بهترين جلوه های ويژه
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
Poseidon
بازگشت سوپرمن
بهترين فيلمبرداری
کوکب سياه
فرزندان انسان
خيالباف
هزارتوی پن
پرستيژ
بهترين کارگردانی هنری
دختران رويايی
چوپان خوب
هزارتوی پن
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
پرستيژ
بهترين انيميشن کوتاه
شاعر دانمارکی
Lifted
دخترک کبريت فروش
استاد
حوصله ای برای ديوانه ها نيست
بهترين فيلم کوتاه
بينتا و ايده بزرگ
يکی خيلی زياده
هلمر و پسرش
ناجی
داستان کرانه باختری
بهترين طراحی لباس
طلسم گل طلايی
دختران ورطايی
ماری آنتوانت
ملکه
شيطان پرادا می پوشد
بهترين گريم
آپوکاليپتو
کليک
هزارتوی پن
بهترين ترکيب صدا
الماس خونين
دختران رويايی
پرچمهای پدران ما
آپوکاليپتو
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
بهترين صداگذاری
الماس خونين
نامه های ايوو جيما
پرچمهای پدران ما
آپوکاليپتو
دزدان دريايی کارائيب: صندوقچه مرد مرده
بهترين تدوين
بابل
يونايتد 93
الماس خونين
از دست رفته
فرزندان انسان
معمولاً توی اسکار هفت-هشت تا فیلم هستن که در تمام رشته ها کاندید می شن و امسال هم همین اتفاق تکرار شد. فیلم های بابل (ایناریتو)، نامه هایی از آیوا جیما (ایستوود)، مرحوم (اسکورسیزی)، سان شاین خانم کوچولو (برسلین) و ملکه (فریرز) بیشترین تعداد نامزدی رو دارن و جوایز هم کم و بیش بین همین ها تقسیم می شه.
اما اتفاق ناخوشایندی که افتاد انتخاب نشدن فیلم "بازگشت" در فهرست نهایی نامزدهای بهترین فیلم خارجی بود. البته "پنه لوپه کروز" برای همین فیلم کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن شده که با وجود مریل استریپ و جودی دنچ بعیده بگیره.
در عوض فیلم "هزار توی پن" که محصول مکزیک هست در خیلی از رشته ها نامزد شده. فعلاً باید دل آمریکای جنوبی رو بدست آورد! مطمئناًً اگه فیلم متوسطی از ونزوئلا، پرو یا کلمبیا ارسال می شد انتخابش می کردن... (حالا یا ارسال نشده یا دیگه خیلی در پیت بوده!)
قرار بود امسال پنج فیلم در رشته بهترین انیمیشن نامزد بشن که نمی دونم چرا سه تا انتخاب کرن: ماشین ها، پاهای شاد و خانه هیولا. هر سه تا هم فیلم های خیلی خوبی هستن. معلوم نیست چه جوری می خوان یکیشو انتخاب کنن.
فیلم جدید مل گیبسون (آپوکالیپتو) که به زبان مایایی است فقط در رشته های فنی کاندید شده (فعلاً مل گیبسون درگیر اعتراضاتیه که مردم گواتمالا به فیلم داشتن. می گن مایاها رو بد نشون داده!). دزدان دریایی کارائیب 2 هم تقریباً در تمام رشته های فنی نامزد شده و بعید نیست که بهترین جلوه های ویژه رو بگیره.
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا بیشتر از 7000 عضو داره که تمام اعضاء بعنوان داور حق رای دارن. مزیت این روش اینه که انتخاب های نهایی سلیقه ای نیست (مثل اغلب جشنواره ها)، عیب قضیه هم اینه که معمولاً اعضاء همه فیلم ها رو ندیدن و نمی تونن رای درستی بدن. در چنین شرایطی جو سازی مطبوعات، نظر منتقدین و نتایج جشنواره های قبلی (مثل گلدن گلاب) می تونه بر رای داوران اثر بذاره.
او در اوت ۱۹۶۰ در سانتا مونیکای کالیفرنیا در آمریکا به دنیا آمد. پدرش، مرحوم لئو پن, کارگردان یهودی، (که به دلیل مخالفت با مککارتیسم در لیست سیاه قرارگرفت) و مادرش خانم "ایلین ریان" یک ایرلندی-ایتالیایی و پیرو مذهب کاتولیک بود.او دو برادر دارد به نامهای کریس پن (هنرپیشه) و مایکل پن (موزیسین).
اولین تجربه بازیگریاش در فیلم "Fast Times at Ridgemont High" (روزهایی هیجانی در بلندیهای هیجمانت) بود. از آن هنگام تاکنون در حدود ۴۰ فیلم بازی کردهاست و برای فیلم رودخانه مرموز جایزه اسکار را دریافت کرد. او همچنین برای سه فیلم دیگر هم نامزد اسکار شده بود که عبارتاند از: من سم هستم به کارگردانی جسی نلسون ،راه رفتن مرد مرده و "Sweet and Lowdown".
در سال ۱۹۹۱ اولین کارگردانی خود را با فیلم "Indian_Runner" تجربه کرد. او دو فیلم دیگر نیز با بازی جک نیکلسون کارگردانی کردهاست: "The Crossing Guard" محصول ۱۹۹۵ و قول محصول ۲۰۰۱. در فیلم قول ما شاهد حضور چند لحظه ای بازیگر بزرگ میکی رورک هستیم . زندگی شخصی وی عاری از خشونت نبود. در سال ۱۹۸۵ با خوانندهٔ موزیک پاپ مدونا ازدواج کرد. این رابطه بر اثر اعتراض ورود رسانه به حریم خصوصیاش به شدت به هم خورد. همچنین در آن زمان گویا به خاطر حادثهای دستگیر هم شد. بعد از مراحل دادگاه در سال ۱۹۸۹ از هم جدا شدند. بعدها پن با روبین رایت (هنرپیشه) آشنا شد و در سال ۱۹۹۶ در حالی که دو بچه از ازدواج پیشیناش داشت با او ازدواج کرد.
در اکتبر ۲۰۰۲ پن مبلغ ۵۸.۰۰۰ دلار برای یکسری تبلیغ به واشنگتن پست پرداخت کرد که در آن تبلیغات، از جرج بوش، رئیس جمهور امریکا، خواسته میشد روند خشونتها را پایان ببخشد. تبلیغات به صورت نامههای سرگشاده نوشته شد و در جهت مخالفت با حمله احتمالی به عراق و جنگهای ضدتروریسم بود.
او در دسامبر ۲۰۰۲ سفر کوتاهی به عراق داشت و در ژوئن ۲۰۰۵ نیز از در سفری پنج روزه به عنوان خبرنگار روزنامهٔ سانفرانسیسکو کرونیکل ایران دیدار کرد. و مجموعه گزارشهای خود از رویدادها و مصاحبههای پیش از انتخابات نهمین ریاست جمهوری ایران را در روزنامهٔ سانفرانسیسکو کرونیکل به چاپ رساند. وی یکی از فعالان حقوق بشر در یونیسف می باشد .
| یک وداع باشکوه؛ نقد جیمز براردینلی بر ششمین و آخرین فیلم از مجموعه "راکی" | |
| مضمون "راکی بالبوا" نه درباره پیروزی بلکه درباره از دست دادن و رو به رو شدن با ترس است. این نکتهای است که جیمز براردینلی، منتقد نامآشنا، درباره آخرین فیلم مجموعه "راکی" میگوید. | |
| به گزارش خبرنگار مهر، با نگاهی به مجموعه "راکی" با بازی سیلوستر استالونه یک نکته آشکار می شود: تنها دو "راکی" واقعی وجود دارد، باقی بیشتر به مواد پرکننده می ماند که بر مبنای کلیشه بنا شده و تنها هیجان کاذب آن را پیش می برد. دو فیلم واقعی ـ که در آن مشتزنی بیشتر یک استعاره است تا هدف و تمرکز داستان بر درام انسانی است ـ یکی "راکی"، اولین فیلم این مجموعه است که در 1977 برنده اسکار بهترین فیلم و کارگردان شد و دیگری با کمال تعجب "راکی بالبوا" که این مجموعه را به شکلی مناسب به پایان می برد.
صحنهای از "راکی بالبوا" "راکی" و "راکی بالبوا" بهترین فیلم های مجموعه ای به هم ریخته است که از وقتی راکی در یک بازی مجدد، آپولو کرید را شکست داد، در مسیری اشتباه افتاد. وقتی شنیدم استالونه می خواهد ششمین فیلم "راکی" را بسازد، مثل هر کس دیگری به شک افتادم. یعنی "راکی 4" و "راکی 5" به اندازه کافی به تماشاگران خود توهین نمی کرد؟ وقتی راکی عملا برای هیچ آدم زیر 35 سال اهمیت ندارد، چه نیازی به احیا اوست؟ |